عبد الجليل قزوينى رازى

513

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

بقيامت ببهشت شود بلقاسم « 1 » مطيع بىگناه بدوزخ شود ، و آن همه بمشيّت و ارادهء مالك الملك تعلّق دارد ندانم تا پيش از قيامت بو طالب را چگونه بدوزخ برده‌اند و يمكن كه بو طالب خود مؤمن باشد امّا خدايش بدوزخ فرستاده باشد كه مالك الملك است پس بر اصل خواجه مجبّر ببهشت رفتن دلالت نباشد بر ايمان ، و بدوزخ رفتن دلالت نباشد بر كفر ، و جزا بر عمل محال است ، و خداى مالك الملك است ، پس آن خبر را اصلى نباشد ، و گر بو طالب بدوزخ باشد دلالت نباشد بر كفر او ، حوالت آن بمشيت خداى باشد ، و روا باشد كه بقيامت او را ببهشت برند و بدل او سلمان و بو ذر را بدوزخ فرستند پس خواجهء ناصبى را يا دست از اصل مذهب ببايد داشتن ، يا چنين محالات را ترك كردن تا چهار بار در لعنت و غضب خداى نباشد در يك ساعت . و امّا آنچه گفته است كه : « محمّد بن حسن در موطّأ « 2 » آورده است كه : « مؤمن ميراث كافر نگيرد ، و كافر ميراث مؤمن بگيرد » اصل مسأله بر جاى خود است و بسيارى

--> ( 1 ) - ع م ب : « بلعام » ح : « پيغمبر » در برهان قاطع گفته : « بلعام با عين بىنقطه بر وزن فرجام نام پسر باعور است كه او زاهدى بوده مستجاب الدّعوه در زمان موسى ( ع ) عاقبت ايمانش بباد رفت و بحذف الف نيز آمده است كه بلعم باشد » پس تصحيح قياسى است و مراد از « بلقاسم » پيغمبر خاتم صلى اللّه عليه و آله و سلم است و منطبق با نسخهء « ح » است كه در آن بجاى « بلقاسم » كلمهء « پيغمبر » ذكر و ضبط شده است چنان كه به آن تصريح شد و تأييد مىكند اين تصحيح را آنكه قرينهء اين اسم در عبارت متن « بو جهل » است كه در مقابل « بلقاسم » قرار دارد چنان كه گويند : « لكلّ موسى فرعون » و گويا اختيار « بلقاسم » در عبارت متن براى مقابله با « بو جهل » براى اينست كه هردو كنيهء مصدّر بكلمهء « أبو » هستند و هريك در افادهء معنى مراد واضحتر و معروفتر . ( 2 ) - چلبى در كشف الظنون تحت عنوان « الموطأ » گفته ( ج 2 چاپ تركيه ؛ ص 1908 ) : « و للامام محمد بن الحسن الشيبانىّ موطأ كتب فيه على مذهبه رواية عن الامام مالك ، و أجاب ما خالف مذهبه ، و انتخبه الامام الخطابى ( أبو سليمان حمد بن محمد البستى المتوفى سنة 388 ثمان و ثمانين و ثلاثمائة ) و لخصه أبو الحسن علىّ بن محمد بن خلف القابسىّ و هو المشهور بملخص الموطأ مشتمل على خمسمائة و عشرين حديثا متصل الاسناد ، و اقتصر على رواية أبى عبد اللّه عبد الرحمن بن القاسم المصرى من رواية أبى سعيد سحنون بن سعيد عنه قال : و هى عندى آثر - الروايات بالتقديم لان ابن القاسم مشتهر بالاختصاص فى صحبة مالك مع طولها ، و حسن العناية بمتابعته ، مع ما كان فيه من الفهم و العلم و الورع و سلامته من التكثير فى النقل عن غيرمالك ( الى آخر كلامه ) » و در سابق نيز بموطأ شيبانى اشاره كرديم .